در سوگ پدر دانش آموز نمونه شایان امیری


سایه ای بود و پناهی بود و نیست



لغزشم را تکیه گاهی بود و نیست


سخت دلتنگم کسی چون من مباد


سوگ حتی قسمت دشمن مباد


شانه هایت،ستون محکمی بود پناهگاه امن خانه را


دست در دستانم که می گذاشتی ،خون گرم آرامش،در کوچه ی رگ هایم می دوید.


در برابر طوفان های بی رحم زندگی می ایستادی،لبخند پدرانه ات ،تار های غم


واندوه را می دراند.




شایان جان از دست دادن پدر مهربانت را به شما وخانواده ی محترمتان تسلیت می گویم .

روحش شاد